من که می گم دید زدن عاقبت نداره! مردم گوش نمیدن که!

 

 امروز بین راه دانشکده و خوابگاه ، گفتیم بریم از فروشگاه رفاه مایحتاج زندگی بخریم! ماشینو پارک کردم و 4 تایی پیاده شدیم! یه بنده خدا با پیکانش دید که ما از ماشین خودمون پیاده شدیم هاااااااا ولی بازم هی دید می زد ، محض اینکه ما می خواهیم تاکسی بگیریم ( تأکید می کنم که بنده خدا دید ما از ماشین خودمون پیاده شدیم!! )... خلاصه اینکه سرعتش رو کم کرد و .... - چوب خدا هم که صدا نداره دیگه – پژوی پشت سر کوبوند به بنده خدا ....پیکان پشت پژو هم کوبوند به پژوییه! یعنی سه تا ماشین عملا لت و پار شدن ! ... حالا هی من بازم تأکید می کنم که دید زدن عاقبت نداره!!...

 

 

 

 

مرده کنار زنش داره راه می ره ولی دختر که می بینه ها...تا وقتی دختره به یه نقطه تبدیل بشه نگاش می کنه!آخه من چی بگم ؟؟!

 یه صحنه هایی من میبینم تو این شهر....به خدا گریم می گیره! امروز تو پمپ بنزین ، مرده همون وسط ، گلاب به روتون ، گلاب به روتون ( اگه حالتون بد میشه نخونید تو رو خدا!! بعد نگید نگفتم!!)... تف کرد! بعدشم شاد و خندان با پا پخشش کرد...خداااااااا!! هنوز مسائل به این سادگی برای ملت بعضی جاها حل نشده! به نظر من رو در و دیوار بعضی  شهرا  به جای نوشتن  بعضی یزای بیخود باید مسائل بهداشتی رو به صورت تصویری( مثل در و دیوار مدرسه های ابتدایی ) نشون داد!...