اینم از شیرین کاری های بعضی ها که بعضی چیزا رو با بعضی چیزای دیگه اشتباه می گیرن!( یعنی میزهای کتابخونه رو با دفترچه خاطرات و کتاب دعا قاطی می کنن!)

الهی برید سربازی از اینی که هستید کچل تر بشید. (نطق من:  نفرین بهتر از این نبود؟!)

۲- گفتن که => یک نصیحت :

به کسی عشق بورز که لایق تو باشد نه تشنه ی تو. چون هر تشنه ای روزی سیراب می شود. جوابش: بی خود کردی با این نصیحت احمقانه ات. تشنه ی واقعی هرگز سیراب نمی شود!

(نطق من : بمیرم الهی درد دل جوونای ما همه از عشقه! خدا همه ی جوونا رو خوشبخت کنه الهی!خداییش ولی نصیحت قشنگی کرده. حالا بماند که بعضی ها زیادی عاشق تشریف دارن و کله شون بوی قرمه سبزی سلف رو میده.)

خدایا !عاشقان را غم مده.اگر هم می دهی کم بده!‌اگر هم نمی دهی ممنون.(!!!!) (نطق من:‌ یاد بگیرید!این جوری باید خواهش کرد.)

پ.ن ۱:‌من خوابگاهی نیستم ولی غذاهای سلف رو خوردم. قورمه سبزیش رو از همه بیشتر خوردم!

پ.ن ۲: لطفا اگه تمایل زیادی برای نوشتن یادگاری دارید، حد اقل با روانویس بنویسید که بشه پاک کرد که ورودی های بعدی هم بتونن خودشون رو تخلیه کنن. نه اینکه با خو د کار و مداد حک کنید و پدر میزها رو دربیارید!