بد نیست من یه آپی بکنم. ثواب داره.

این هفته ها خیلی شلوغ پلوغه. همه ی فوق العاده ها افتاده تو این روزا. یه امتحان مزخرف به نام جنین شناسی دهان و دندان هم دارم که خدا به خیر کنه!!

این هفته ای گذشت،‌هفته ی سوتی بود. نمی دونم چرا هر چیزی می گفتم سوتی می شد و همه می خندیدن!! منم عین منگ ها نگاه می کردمفور اگزمپل: سر کلاس پاتو استاد پرسید فلان ماده ی سرطانزا تو چی پیدا میشه؟ منم بلند : تو کودهای شیمیایی!! استاد:‌این ماده رو میشه در اغلب کنسروهای موادغذایی پیدا کرد... یا سر کلاس میکروب استاد راجع به یکی از شایعترین بیماری های میکروبی تو استان پرسید، منم جوگیر: استاد مالاریا!! بعد از ۵ دقیقه صحبت استاد مبنی بر اینکه چند واحد قارچ و انگل و حشره شناسی پاس کردین،‌تازه یادم اومد که مالاریا چه ربطی می تونه به میکروب داشته باشه!!؟ خدایی چه ربطی داره؟؟  چند تا یگه هم دادم که چون خیلی ضایع است نمی نویسم!!

ما فردا تو دانشکده جشن غذا داریم. در  این بازار بی مهری فوق العاده ها، این دیگه قوز بالای قوزه. مخصوصا با بچه هایی که ما داریم که در فعالیت های جنبی خیلی فعالن!!واسه شوخی و خنده و فعالیت های فی البداهه خیلی پایه ان اما در برنامه های جنبی همراه با برنامه ریزی قبلی مشارکتی ندارن مخصوصا اگه امتحان جنین شناسی داشته باشن!!

پ.ن۱: این پستم یه طوری نبود؟

پ.ن۲:دوره دوره ی بحران کلمه است!!( این همه حرف زده حالا می گه بحران کلمه. بمیرم واسه اون بحرانت!)

پ.ن۳: توضیح فعالیت های فی البداهه: رفتن به ساندویچی ۳۰ دقیقه مونده به کلاس، بستنی خورون بین دو کلاس،....اتسترا. ()