اندر خلوت بعضی ها(قسمت اول)

اینم از شیرین کاری های بعضی ها که بعضی چیزا رو با بعضی چیزای دیگه اشتباه می گیرن!( یعنی میزهای کتابخونه رو با دفترچه خاطرات و کتاب دعا قاطی می کنن04.gif!)

الهی برید سربازی از اینی که هستید کچل تر بشید. (نطق من: 45.gif نفرین بهتر از این نبود؟!)

Photo-0262-c1.jpg

۲- گفتن که => یک نصیحت :

به کسی عشق بورز که لایق تو باشد نه تشنه ی تو. چون هر تشنه ای روزی سیراب می شود. جوابش: بی خود کردی با این نصیحت احمقانه ات. تشنه ی واقعی هرگز سیراب نمی شود!

(نطق من : بمیرم الهی درد دل جوونای ما همه از عشقه! خدا همه ی جوونا رو خوشبخت کنه الهی!خداییش ولی نصیحت قشنگی کرده. حالا بماند که بعضی ها زیادی عاشق تشریف دارن و کله شون بوی قرمه سبزی سلف رو میده.21.gif)

Photo-0263-c1.jpg

خدایا !عاشقان را غم مده.اگر هم می دهی کم بده!‌اگر هم نمی دهی ممنون.(!!!!) (نطق من:‌ یاد بگیرید!این جوری باید خواهش کرد04.gif.)

Photo-0260-c1.jpg

پ.ن ۱:‌من خوابگاهی نیستم ولی غذاهای سلف رو خوردم. قورمه سبزیش رو از همه بیشتر خوردم!48.gif

پ.ن ۲: لطفا اگه تمایل زیادی برای نوشتن یادگاری دارید، حد اقل با روانویس بنویسید که بشه پاک کرد که ورودی های بعدی هم بتونن خودشون رو تخلیه کنن. نه اینکه با خو د کار و مداد حک کنید و پدر میزها رو دربیارید!

/ 5 نظر / 25 بازدید
آرزو

طهورا جان اين يادگاری ها رو از ديوار خوابگاه کش رفتی يا از روی ديوار ....؟؟ ولی دعای اولی خيلی باحال بود... من با اعتراف به روزم...نوعی از بازی بلاگی

ارمغان

تو مگه خونه زندگی نداری که ميری تو کتابخونه درس می خونی؟و غذای سلف رو هم می خوری؟

پیشامد

سلام خوبی؟ طهورا خانم بی معرفت عيدت مبارک...خوش بگذره مطالبت هم جالب بودن موفق باشی